يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم... يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس ماند طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم... يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم... يادمان باشد که در اين بحر دو رنگي و ريا دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم...
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است
+نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت5:57 بعد از ظهرتوسط فریبا |
|
About
مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم
خصوصيات فردي:
نام: فريبا / به معني فريبنده، زيبا، نام يكي از حوري هاي بهشتي
رشته: بیولوژی
متولد تيرماهم و مثل همه ي تيرماهيها شناختن خصوصيات اخلاقيم سخته. همه ي انسان ها رو دوست دارم؛ هرچند خيلي از دوستان سعي كردن با ضربه زدن مانع بشن، ولي خب موفق نشدن و نمي شن.
فكر كنم كافي باشه
در ضمن مطالبی که تیترشون رو در پیوندهای روزانه می نویسم نوشته های خودم هستن .... خوشحال میشم دربارشون نظر بدید.