وصال او ز عمر جاویدان به خداوند مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به
به داغ بندگی مردن بر این در به جان او که از ملک جهان به
خدا را از طبیب من بپرسید که آخر کی شود این ناتوان به
گلی کان پایمال سرو ما گشت بود خاکش ز ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما که این سیب زنخ زان بوستان به
دلا دایم گدای کوی او باش به حکم آنکه دولت جاویدان به
جوانا سر متاب از پند پیران که رای پیر از بخت جوان به
شبی می گفت چشم کس ندیدست ز مروارید گوشم در جهان به
اگر چه زنده رود آب حیات است ولی شیراز ما از اصفهان به
سخن اندر دهان دوست شکر
ولیکن گفته ی حافظ از آن به
+نوشته شده در دوشنبه 4 دی1385ساعت9:6 بعد از ظهرتوسط فریبا |
|
About
مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم
خصوصيات فردي:
نام: فريبا / به معني فريبنده، زيبا، نام يكي از حوري هاي بهشتي
رشته: بیولوژی
متولد تيرماهم و مثل همه ي تيرماهيها شناختن خصوصيات اخلاقيم سخته. همه ي انسان ها رو دوست دارم؛ هرچند خيلي از دوستان سعي كردن با ضربه زدن مانع بشن، ولي خب موفق نشدن و نمي شن.
فكر كنم كافي باشه
در ضمن مطالبی که تیترشون رو در پیوندهای روزانه می نویسم نوشته های خودم هستن .... خوشحال میشم دربارشون نظر بدید.